این وبلاگ جهت شرکت در مسابقه وبلاگ نویسی ایجاد شده است!

منوی اصلی

آرشیو مطالب

ساعت

امکانات


لطیفه

وای چقدر لطیفه!!!!

جک های غضنفری فقط اونایی که اسمشون غضنفره ناراحت نشن

غضنفر به البرادعی رئیس اژانس انرژی هسته ای میگه:تو واقعا دکتر هستی؟ اونم با افتخار می گه:بله من دکتر هستم.غضنفر میگه:خوب بدبخت پس چرا تو اژانس کار میکنی؟

*

به غضنفر میگن رحلت چیه ؟

میگه خیلی خطرناکه امام خمینی گرفت مرد

*

براثرقطع برق در اردبیل ده هاتن از هموطنان ساعت ها روی پله های برقی گیر کردند

*

یه غضنفر سواره یه خر میشه

به جرم همج نس بازی می گیرنش.

*

به یه غضنفر میگن تا حالا کسی بهت گفته آقا؟

میگه آره یه بار تو توالت بودم یکی گفت آقا بیا بیرون دیگه …


*

نیروی انتظامی میریزه خونه مش قاسم، مش قاسم هم با منقل می‌پره تو استخر و داد میزنه:
از اینجا به بعدش به شما ربطی نداره، به نیروی دریایی ربط داره

*

غضنفر می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه،
می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا
۱ متر لامپ بدین

*

غضنفر از یه نفر میپرسه آقا قبله کدوم طرفه ؟
یارو میگه از این طرف .
غضنفر میگه :یعنی هنوز باید خیلی برم ؟!

*

جدیدترین نظریه غضنفر  :

انسان در این دنیا مسافری بیش نیست و روزه بر مسافر واجب نیست

*

غضنفر می ره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن غضنفره:
۱:سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل۲:وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد

*

غضنفر می ره دزدی تفنگ رو می ذاره پشت گردن یارو می گه تکون بخوری با لگد می زنم تو سرت

*

به غضنفر میگن:میدونی امام رضا رو چه جوری شهید کردن؟مگه:آره نامردا تو حرمش بمب گذاشتن

******

از غضنفر می پرسن پرچم دزدان دریایی چه معنی داره ؟ می گه : خوردن کله پاچه تو دریا ممنوع

*

غضنفر یه پری دریایی می بینه ازش خواستگاری می کنه پری دریایی می گه : من که آدم نیستم.غضنفر می گه : حالا فکر کردی من آدمم؟!!!

*

غضنفر میره کتابخونه کتابشو پس بده ، کتابدار ازش می پرسه کتاب چطور بود ؟ غضنفر میگه : شخصیت زیاد داشت ولی داستان و محتوا نداشت ! کتابدار میگه : ای بابا ، دفتر تلفن من دست تو چیکار می کنه ؟

*

به غضنفر می گن این میس کال که می گن چیه؟ می گه نمی دونم والا ولی فکر کنم یه واحد اندازه گیری باشه مثل یه مثگال زعفرونبه

*
به
غضنفر میگن  : از چه تیم فوتبالی خوشت میاد ؟ میگه : قربون جدش برم ! آ سد میلان

*

غضنفر سرش رو می کنه داخل حجرالاسود  بوس کنه ، سرش گیر می کنه
میگه گلط کردم دیجه گناه نمیکنم ، خدایا منو نخور!!!

*

غضنفر ادعای بیغمبری میکرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری که نمیشه! باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه غضنفرمیره، دو روز بعد با دست و پای شکسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن: چی شده؟! ترکه میگه: ایلده ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد!

*

غضنفر سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه کف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میکنه میبینه ملتی که واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش کنین ببینم چی میگه!

*

ازغضنفر  میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یوم‌الله سیزده آبان!

*

به غضنفر میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!!!

*

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ‌ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!!!

*

غضنفر میره واسه تلفن همراه ثبت نام میکنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. ترکه هم رو کمربندش مینویسه: به زودی دراین مکان یک موبایل نصب خواهد شد!!!

*

به غضنفر میگن: میدونی امام حسین کجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: کربلا. میگه: ای خوشا به سعادتش!!!

*

(روز بسیج بر عزیزان بسیجی مبارک)

یه روز به یه بسیجیه می گن:دو خط موازی رو تعریف کن
می گه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچگاه به یکدیگر نمی رسند مگر به اذن مقام معظم رهبری…

*

یه روز به یه بسیجیه می گن:
دو دو تا؟ ( دو ضربدر دو)
می گه: هر چی آقا بگه…

*

یه روز یه بسیجیه کیف سامسونت می خره
رمزش رو می ذاره: یا زهرا!

*

یه روز به یه بسیجیه میگن بنویس ۱۱
یدونه
۱مینویسه بالاش یه تشدید میذاره

*

یه بسیجی میره تو عروسک فروشی به صاحب مقازه میگه(برادر ۲تا از اون خواهرات بده

نویسنده: وحید ׀ تاریخ: یکشنبه 17 آبان‌ماه سال 1388 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ لینک به این مطلب ׀ نظرات (0)

نویسندگان

جستجوی مطالب

بخش تبلیغات

تمام حقوق متعلق به این وب میباشد.بزرگترین وبلاگ سرگرمی